الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

402

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

شده بودند . ( 1 ) امر خلافت ، متعلق به همهء مسلمين است كه فرزند سميه و ديگران ، از بينوايانى كه خداوند آنان را با دين خود عزت بخشيده بود ، در آن شركت مىجويند و طاغوتهاى قريش ، هيچ حقى براى دخالت در امور مسلمين ندارند ، البته اگر منطق و حسابى وجود داشت . ( 2 ) بگو بگو و جدال ميان نيروهاى اسلامى و قريشيان بالا گرفت و سعد ترسيد كه امر از دست آنها برود ، پس روى به عموزاده‌اش عبد الرحمن كرد و به او گفت : « اى عبد الرحمن ! قبل از اينكه مردم دچار فتنه شوند ، كارت را تمام كن » . عبد الرحمن روى به امام كرد و گفت : آيا با من بيعت مىكنى بر طبق كتاب خدا و سنت پيامبرش و شيوهء عمل ابو بكر و عمر ؟ امام ، نگاهى به وى انداخت و منظورش را متوجه شد و با منطق اسلام و شيوهء آزادگان به وى پاسخ داد : « بلكه مطابق كتاب خدا و سنت پيامبرش و اجتهاد خودم . . . » . ( 3 ) منبع قانون‌گذارى در اسلام ، همانا كتاب خدا و سنت پيامبرش مىباشد و در پرتو آنها مشكلات مردم ، حل و فصل مىشود و نظام دولت به حركت مىآيد و كارهاى ابو بكر و عمر از منابع قانون‌گذارى اسلامى نيستند ، زيرا آن دو در نظامهاى سياسى با يكديگر به شدت اختلاف داشتند و ابو بكر در سياست مالى ، شيوه‌اى داشت كه از سياست عمر به مساوات نزديكتر بود ، وى مساوات در بخشش را ملغا نمود و نظام طبقاتى را به وجود آورد و بعضى از مسلمين را بر بعضى ديگر مقدم نمود و حرمت دو متعه را ، يعنى متعهء حج و متعهء ازدواج را پايه‌گذارى نمود ، در حالى كه اين دو متعه در روزگار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ابو بكر ، مشروع بوده‌اند . و نيز نظريات خاص خود را در بسيارى از زمينه‌هاى تشريعى